ღ♥ღدلخوشی ها کم نیست ღ♥ღ

بدون عنوان

چه عشقی میکنم من این روزها     دقیقا 37 ساعته که من دارم صدای بارون رو میشنوم ، کم و زیاد میشه ولی همچنان ادامه داره و من حاضر نیستم از اینجا دل بکنم و به خونه مامانم برم ، مامان دیروز میگفت پیش اونها هم بارون میاد ولی نه به اندازه اینجا ، آخرش هم شاکی شد گفت تو به خاطر بارون میای پیش ما ؟؟؟؟؟ گفتم نههههههه ولی دلم نمیاد این هوای بارونی رو از دست بدم   ...
20 شهريور 1392

ترم 7

  ترم جدید هم رسید. همین الان انتخاب واحد کردم و خوشبختانه چون دانشجویان عزیز در خواب ناز به سر میبرند سایت مشکلی نداشت و مجبور نشدم به دانشگاه مراجعه کنم . قصد داشتم 19 واحد بر دارم ولی به خاطر تداخل امتحانات این کار رو نکردم و به همون 17 واحد رضایت دادم. این دو ترم خیلی پر کاره ، ترم بعد در کنار طرح 5 باید پروژه نهایی ارائه بدم. ولی این هم میگذره ، مثل تموم اون 6 ترمی که گذشت. الان ملاحت و مونا میگن دیدی هی غر میزدی بالاخره داره تموم میشه. با اینکه خیلی بهم فشار اومد و هنوز هم سختی هایی در پیشه ولی ممنون که با محبتتون راضیم کردین به ادامه ی این راه .     از دیشب موسیقی مورد علاقه ی من فضای شهر رو پر...
19 شهريور 1392

بدون عنوان

یکی از علایق مشترک مادر و پسر : وقتی از شهر مانا خارج میشیم با سرعت از روی سرعت گیر بگذریم.   امروز دلم یه جاده ی پر پیچ و خم توی یه دشت خواست ... مثل اینکه آدرنالین خونم شدیدا پایینه ...
18 شهريور 1392

بدون عنوان

توی یه وبلاگی بودم الان شعری در مورد خواهر و اینکه اونهایی که خواهر دارن میدونن چه نعمتیه نوشته بود که خیلی داغ دلم رو تازه کرد. دیروز دوستم که ماشالله 5 تا خواهر داره و 1 برادر میگفت اینقدر غصه نخور داشتنش هم غم و غصه داره!! گفتم نا شکری نکن . گفت به خدا ناشکر نیستم ولی باید همیشه غصه زندگیش رو بخوری همیشه دلت پیششه ... ولی به نظر من همین دلواپسی ها قشنگه ، اینها عشقه ...   قسمت نبود دیگه وگرنه من هم یک خواهر بزرگتر میداشتم. گفتم که بابا چقدر دختر دوست بود . خدا 3 تا پسر بهش داد ولی اون همچنان حسرت داشتن دختر رو داشت ، احتمالا دیگه نمیخواستن ریسک کنن و بچه دار بشن بابا افتاد دنبال اینکه از شیرخوارگاه یه دختر بیارن...
16 شهريور 1392

عاشقان عیدتان مبارک باد

  صحن و سرایش حرم مرتضاست    مسجد بالای سرش کربلاست آینه‌هایش همه الماسی است  رنگ و لعاب حرم عباسی است اینکه حریمش حرم ماسواست   خواهر دردانه و عشق رضاست   نورفشان شب دیجور تو    نورتویی، شور تویی، طور تو کوثر و یاسین تو و اعراف تو     عین تویی شین تویی  قاف تو ای که صلاتی و صیامٌ علیک    حضرت معصومه(س)سلامٌ علیک دلبر و دلدار دل بی دلان    جام جهان، عمه صاحب زمان آبرویم در پس رسوایی است     مستی بدمست تماشایی است قم عرفات است و صفای دلم      حضرت معصومه صفای دلم &n...
16 شهريور 1392

خدای گلم...

  اینکه اولین قطرات بارون به صورتت بخوره خیلی لذت بخشه... خدایا شکرت ممنونم که این لطف رو در حقم کردی نیم ساعت قبل رفتم طبقه بالا که ببینم کار لباسشویی تموم شده یا نه ، دیدم هنوز کار داره گفتم برم توی حیاط (تراس بالا) یه هوایی بخورم و از این سکوت شب استفاده کنم... وقتی نم بارون روی صورتم نشست از خود بیخود شدم... من بدون لمس بارون میمیرم. خدایا ممنونم که من رو در تکه ای از بهشتت قرار دادی ، ممنونم به خاطر اینهمه زیبایی خیلی دوستت دارم خدا ، تو خیلی دوست داشتنی هستی مهربون من ...
15 شهريور 1392