ღ♥ღدلخوشی ها کم نیست ღ♥ღ

بارون ...

آهنگ وبلاگم با اکسپلورر پخش میشه!! داره بارون میباره و من....................... روی ابرهام...........................     این آهنگ هم با تموم حس قشنگش تقدیم به همسر نازنینم دلم خیلی برات تنگ شده................................   شب و شب سرگردونی ، من و دل ، نا آرومی دلمو شیدا کردی ، خودت اینو می دونی شب دوباره پیدا شد ، دل به لرزه افتاد روی ماه تو آمد لحظه لحظه در یاد چشم از تو بینایم ، بی تو مانده بیدار یا شبم به سر آور ، یا برس به فریاد قصه ها دارد به من ، هر تار موی تو شوق دیدار تو دارد قصه گوی تو ای طنین آوازم ، ای صدای هر سازم غربتم به پایان شد ، آشنای آوازم با تو به فردا م...
11 شهريور 1391

بدون عنوان

خدایا شکرت..................... امروز پر از انرژی اممممممممممممممم دارم خونه تکونی میکنم ، کمرم حسااااابی درد میکنه ولی کار کردن با یه موزیک شاد و توی هوای خنک و دلچسبی که مدیون اسپلیت هستم لذت بخشه .   آهنگ وبلاگم هم تقدیم به همسرییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی                                                 ...
11 شهريور 1391

بدون عنوان

زیباترین موسیقی دنیا در حال پخشه............... خدایا عاشقتممممممممممممممممممم چه نت هایی آفریدی................ صدای بارون برای من نهایت آرامشه................. از وقتی خودم رو شناختم این حس در من وجود داشته ........... داره بارون میباره و من غرق در لذتم.................. جای همسری بینهایت خالیست.............       ووییییییییییییییییییییی بارون شدید شدهههههههههههههههههههه
10 شهريور 1391

بدون عنوان

فکر نمیکردم اینقدر ترسو باشم ، در واقع یه وقتهایی زیادی شجاعم اما امروز جرات نکردم به یکی از جالب ترین کارهای پسرم نگاه کنم ، چشمهامو بستم و پسری نخی رو که به دندون لقش بسته بودم کشید و دندون آویزونش رو درآورد ، ووووویی الان که مینویسم هم دلم ضعف میره . بقیه اش باشه برای وبلاگ گل پسرم. شکر خدا آقای همسر به سلامت رسید به کربلا و ما خیالمون راحت شد. دیگه اینکه چند دقیقه قبل رفتم توی سایت دکتر کرمانی و ثبت نام کردم برای گرفتن رژیم لاغری ولی منو ردم کردن ، هی فرم پر کردم و هی جواب اومد که شما چاق نیستید و نیازی به رژیم ندارید قابل توجه آقای همسر دیگه برم شام گل پسری رو بدم که زودتر بخوابه آخه فردا یه عالم کار داریم و باید صبح زو...
3 شهريور 1391

بدون عنوان

به قول همسری : شروعی دیگر همسری الان توی ایستگاه سواریهاست که بره ان شاالله به تهران و بعد از اون هم عازم کربلاست. نمی خوام خیلی از حال و هوای دلم بگم ، خب معلومه الان توی دلم چه خبره دیگه.................... خدا پشت و پناه همه ی مردهایی باشه که برای خانواده شون زحمت میکشن و تلاش میکنن .
3 شهريور 1391

بدون عنوان

از سال 77 از اولین کنکور زندگیم تا الان توی امتحانات زیادی شرکت کردم و همییییییشه سر امتحان استرس شدیدی پیدا کردم و میکنم . دست خودم نیست ، خیلی هم برام خنده داره ولی همراه همیشگیه منه . و امروز باز هم استرس دارم . دارم میرم برای شرکت در کنکور کاردانی به کارشناسی . قراره دوستم مهدیه همراه شوهرش بیان دنبالم ، علی میگه امروز ترافیکه و شلوغه و بهتره که ماشین نبرم . امروز حس و حالم خوب نیست ، مرخصی ای که از 8-10 روز رسید به 39 روز ما رو بدعادت کرد. همسری فردا میره و باز هم تجربه ی تنهایی مادر و پسر . روزهای خوبی رو پشت سر گذاشتیم ، هم عشق و لذت بود و هم گاهی چشیدن طعم نمک و مزه زندگی . خدایا خودت هوامونو داشته باش ، مثل همی...
2 شهريور 1391

بدون عنوان

امروز کلافه بودم از زن بودنم همسر بودنم ولی نه از مادر بودنم مادری با همه ی دغدغه هاش دلواپسی ها سختی ها همه و همه شیرینه به خصوص که نازنین پسری مثل محمدرضا هست که وقتی من از خودم و همه چی کلافه ام من رو به وجد میاره و به من یادآوری میکنه که باید زندگی کنم و لذت ببرم. امروز مطمئن شدم که خیلی جاهای کارم اشتباهه ولی هیچ راهی برای جبرانش پیدا نکردم ناخواسته پا جای پای مادرم گذاشتم و برای همسرم هم مادری کردم چه اشتباه بزرگی نمیدونم چرا یه وقتهایی این اشتباه خیلی لذت بخشه ، البته این خصلت زن های ایرانیه که البته باید با یه اصلاح ژنتیکی ریشه کن بشه توقعات همسر و پسرم از من زیاده ، همسری اومد بقیه اش باشه برای بعد ...
22 مرداد 1391

مولای یا مولا

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ الاَْمانَ يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَلابَنُونَ اِلاّ مَنْ اَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَليمٍ   خدايا از تو امان خواهم در آن روزى كه سود ندهد كسى را نه مال و نه فرزندان مگر آن كس كه دلى پاك به نزد خدا آورد وَاَسْئَلُكَ الاَْمانَ يَوْمَ يَعَضُّ الظّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتِنىِ اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبيلاً   و از تو امان خواهم در آن روزى كه بگزد شخص ستمكار هر دو دست خود را و گويد اى كاش گرفته بودم با پيامبر راهى وَاَسْئَلُكَ الاَْمانَ يَوْمَ يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسيماهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّواصى وَالاَْقْدامِ   و از تو ام...
20 مرداد 1391

بدون عنوان

دیدن غم دیگران برام بینهایت سنگین و سخته غم از از دست دادن عزیزان خدایا چکار کنم................. من با مرگ مشکل دارم................. چند روزه که توی ختم 72000 صلوات برای شفای یک مادر شرکت کردم ، از همه خواستم از بابام ، مامانم ، خواهرشوهرم ، خاله ام...................... و حالا که از خرابی حال اون مادر خوندم ، از آه دل دخترش و وداع هر لحظه شون............. خدایا حکمتت رو شکر
7 مرداد 1391