بدون عنوان
همسری عزیزم همین الان رفت و مثل هر بار دیگه یه فشار سنگین رو قلبمه ... انگار همین دیروز بود که نوشتم شروعی دیگر ، نوشتم حال و هوای دلم که معلومه ....... طفلک دلم که اینقدر زود به زود هواش ابری میشه.................... خدایا خداوندا همیشه از تو یک چیز خواستم و اون سلامتیه همسر و پسر نازنینمه . دست خودت میسپارمشون دست تو که امن ترین جای دنیاست. علی جان ، با تمام وجودم برات دعا میکنم ، تو لایق بهترینها هستی همسرم دعا میکنم به حرمت صاحبان کربلا از پس مسئولیتهات به بهترین شکل بر بیای ، دل نگرون ما نباش گلم ، قول میدم تا وقتی که بیای نگذارم گل پسری از نبودنت اذیت بشه آخه نازنین پسرم عاشق باباییه ..........................
نویسنده :
یه مادر
5:10


