بدون عنوان
از سال 77 از اولین کنکور زندگیم تا الان توی امتحانات زیادی شرکت کردم و همییییییشه سر امتحان
استرس شدیدی پیدا کردم و میکنم . دست خودم نیست ، خیلی هم برام خنده داره ولی همراه
همیشگیه منه .
و امروز باز هم استرس دارم .
دارم میرم برای شرکت در کنکور کاردانی به کارشناسی .
قراره دوستم مهدیه همراه شوهرش بیان دنبالم ، علی میگه امروز ترافیکه و شلوغه و بهتره که
ماشین نبرم .
امروز حس و حالم خوب نیست ، مرخصی ای که از 8-10 روز رسید به 39 روز ما رو بدعادت کرد.
همسری فردا میره و باز هم تجربه ی تنهایی مادر و پسر .
روزهای خوبی رو پشت سر گذاشتیم ، هم عشق و لذت بود و هم گاهی چشیدن طعم نمک و مزه
زندگی .
خدایا خودت هوامونو داشته باش ، مثل همیشه که با ما بودی و مطمئنم که هیچ وقت تنهامون
نمیزاری .
دوستت دارم خدای نازنینم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

بدون عنوان
