پسرک تب دار
من الان یک عدد مامان داغونم غصه ی مریضی پسرم رو دارم خستگی بیخوابی دیشب و امتحان امروز و مهمانی شام غصه ی فردا و تمیز کردن خونه ظرفهای شام مونده ، میز و عسلیها همه جا به جا شدن ، اسباب بازیها ریخته.................. امتحانهای هفته بعد و تحویل طرح....... بین اینها مریضی شازده کوچولوم برام سخت ترینه ، اولین باره که پسرکم اینجوری تب میکنه و هیچ رقمه تبش پایین نمیاد ، امروز دکتر بی انصافش من رو مقصر مریضی بچه ام دونست به خدا بدجوری دلم شکست ، من که از جونم برای پسرم مایه میزارم ، اگه این آقا دفعه قبل قاطعانه میگفت که باید آمپول بزنه خب منم حرفی نمیزدم و مطمئنا قبول میکردم ، وقتی من گفتم که باباش که نیست من حریفش ...



