ღ♥ღدلخوشی ها کم نیست ღ♥ღ

بدون عنوان

1391/6/3 20:58
نویسنده : یه مادر
250 بازدید
اشتراک گذاری

فکر نمیکردم اینقدر ترسو باشم ، در واقع یه وقتهایی زیادی شجاعم اما امروز جرات نکردم به

یکی از جالب ترین کارهای پسرم نگاه کنم ، چشمهامو بستم و پسری نخی رو که به دندون لقش

بسته بودم کشید و دندون آویزونش رو درآورد ، ووووویی الان که مینویسم هم دلم ضعف میره .

بقیه اش باشه برای وبلاگ گل پسرم.

شکر خدا آقای همسر به سلامت رسید به کربلا و ما خیالمون راحت شد.

دیگه اینکه چند دقیقه قبل رفتم توی سایت دکتر کرمانی و ثبت نام کردم برای گرفتن رژیم لاغری ولی

منو ردم کردن ، هی فرم پر کردم و هی جواب اومد که شما چاق نیستید و نیازی به رژیم ندارید

قابل توجه آقای همسرگاوچران

دیگه برم شام گل پسری رو بدم که زودتر بخوابه آخه فردا یه عالم کار داریم و باید صبح زود بیدار بشیم.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

نسترن(یک عاشقانه آرام)
3 شهریور 91 21:20
خوش به حالتون من که کللی اضافه وزن دارم منم طاقت دیدن بعضی صحنه هارو ندارم مثه همین که گفتین خصوصا اگه بچه خود آدم باشه بوووووووووس
کودکان
3 شهریور 91 21:50
مواظب خودت باش به من هم سر بزن دلت باز شه.
مامان نفس طلایی
4 شهریور 91 15:44
وای عجب کاری کرده هاااا من بودم غش می کردم سایتش و بهم میگی؟
مهسا
5 شهریور 91 2:35
اولا که فکر کنم مشهدی هستین! چون دکتر کرمانی تو مشهده! فک کنم تو طرقبه، نه؟ دوما که مامان منم چندبار ازین کارا کرده که من حسابی حرصم درومد و جیغ زدم! سومن که زیارت همسرتون قبول
بانوے باران
5 شهریور 91 11:31
خوب چاق نیستی دیگه چه اصرار داری
مامان نفس طلایی
6 شهریور 91 22:23