ღ♥ღدلخوشی ها کم نیست ღ♥ღ

بدون عنوان

خدایا شکرت بالاخره تموم شددددددددددددددددد امروز پروژه ام رو تحویل دادم 48 ساعت (منهای 6 ساعت که کلا خوابیدم) بس کار کردم و چشمام کور شد و گردنم شکست و مهره های کمرم باز شد اینجوری ام شدم معدل این ترمم خیلی پایینه ولی همسری میگه خیلی هم خوبه دیروز به پسری قول دادم که امروز حساااااابی براش وقت بزارم ، ساعت 2 که کار دانشگاه تموم شد رفتم دنبال پسری(مدرسه پسری با دانشگاه من 100 متر فاصله داره) بردمش رستوران و کباب کوبیده بهش دادم که از قبل قولش رو ازم گرفته بود ، خودم هم مثل مردها که میرن رستوران همه چی سفارش میدن زیتون و سالاد و ......سبزی پلو و ماهی و.... عین قحطی زده ها نشستیم غذا خوردیم (جای همسری بسیار بسیار خالی بود) ...
7 بهمن 1391

برای گیسوی نازم

مونا الان اس ام اس داده و گفته گیسو دچار اسهال و استفراغ شده گفت که ریه اش عفونت کرده آنتی بیوتیک اشتباه بهش تزریق شده الهی بمیرم برای دختر کوچولومون که چند روزه حالش خوش نیست الان به مامانم تلفن کردم و بهش گفتم ، مامان میگه ان شاالله خوب میشه گفت براش صلوات نذر میکنه ، فدای مامانم بشم من. دوستای گلم برای همه بچه ها دعا کنین ، هیچ بچه ای درگیر مریضی و درد نشه برای گیسوی ناز من هم دعا کنین میدونم مونا الان چه حالی داره خدای مهربونم خودت هوای گیسوی نازمون رو داشته باش  
4 بهمن 1391

بدون عنوان

نمیدونم چی بنویسم خودم شوک شدم الان مونا بهم اس ام اس داد و گفت که گیسو واکسن زد دچار تشنج شده و بیمارستانه گفت فردا قراره از مغزش سی تی اسکن کنن................. وای خدای من تو رو خدا دعا کنین برای گیسوی نازم ...
2 بهمن 1391

بدون عنوان

من خوندن رو خیلی دوست دارم خیلی زیاد و شاید همسرم هیچ وقت این رو ندونسته در موردش حرف نزدم چون فضایی برای بیانش نبود ولی دیگه نمیتونم بی خیالش باشم ماههاست که کار من و پسری اینه که میشینیم با هم آواز میخونیم و پسری عاشق اینه که من بخونم و صدامو ضبط کنم و با هم بشینیم گوش کنیم خیلی دوست داشتم و دارم که پسرم با موسیقی و آواز خو بگیره در واقع از آرزوهام این بوده همیشه ... شاید اصلا صدای خوبی نداشته باشم ولی در هر صورت خوندن بهم آرامش میده تو فکر اینم که برای خودم و پسری کلاس ساز و آواز ثبت نام کنم حتی اگر همسری موافقت نکنه (چون در هر صورت راضیش میکنم) از این ترم میخوام واحد کمتر بردارم و برای خودم و پسری وقت بزارم ان شاا...
2 بهمن 1391

روزی پر بار

امروز یه روز پر کار و پر انرژی بود صبح با خواهرشوهری قرار داشتم رفتم دنبالشون پسرهامون رو رسوندم به مدرسه هاشون و رفتیم خرید..... زهرا(خواهرشوهری) میخواست کاموا بخره و رفتیم فروشگاه کاموا وایییییییییی که من عاشق اونجام ، یه نخ فوق العاده زیبا دیدم که شیفته اش شدم و دیدم همه میگن خیلی قشنگه من هم کلیییییی ولخرجی کردم و برای قلاب بافیه دو تا رومیزی خوشگل نخ گرفتم ، دعا میکنم زودتر این درس و دانشگاه تموم بشه من به مراد دلم برسم و هر چقدر دلم میخواد بشینم چیز میز ببافم. همراه زهرا تا خود ظهر تو بازار بودیم و بعدش رفتیم دنبال پسرها و راهی خونه هامون شدیم . خدا خواهرشوهرامو برام حفظ کنه ، خیلی ماهن و زیادی دوستم دارن و همیییییییش...
1 بهمن 1391

بدون عنوان

شکر خدا امروز یه روز خوب و پر از انرژی بود پسری بعد از یک هفته غیبت به مدرسه رفت . دیشب گل پسرم از من خواست برای ناهار امروز ماهی روی آتیش کباب کنم ، من هم که هلاک این درخواست های پسرم هستم اطاعت کردم . وقتی پسری رو رسوندم رفتم بازار ماهی فروشا و دو تا ماهیه توپ خریدم همونجا دادم تمیزشون کردن و بعد هم بازار میوه و تره بار که واقعا سر صبحی آدم رو به وجد میاره ، عطر و بوی سبزی تازه و میوه های رنگ و وارنگ و یه عالمه مرد و زن سحرخیز.... چند روزی بود دلم آش میخواست دیدم راحت ترینش آش دوغه ، سبزی آش گرفتم ، بوی سبزی ها هوس برانگیز بود و من هم وسوسه شدم برای ماهی شکم پر هم سبزی بگیرم. بعدش هم نارنج و پرتقال گرفتم و  حسابی به خو...
30 دی 1391

بدون عنوان

امروز هم موندگاریم توی خونه دیروز هم خیلی روز متفاوتی نبود ، بعد از ظهرش خیلی هوا دلگیر بود ، عصری از پسری خواستم که با هم شیرینی بپزیم اون هم کیک شکلاتی خواست ، توی اینترنت گشتم که یک کیک با دستور جدید درست کنم گفتم که مجبوریم برای تفریح بخوریم و بیاشامیم کلی حوصله به خرج دادم و برای پسری کیک پختم من خودم عاشق پوی کاکائوام بوی پودر کاکائو مستم میکنه حالا این کیک هم عطر و بوی بینظیری داشت که پسری رو به وجد آورده بود و مدام میگفت: اوووووووووووم به به چه بوی خوبی داره ولی کیک پختن و کیک خوردن پسری همان و نصف شب گلودرد پسری همااااااااااان این هم کیک ما       امروز هم تصمیم دارم ناهار رو ...
29 دی 1391

بدون عنوان

امروز میتونه روز خوبی باشه امیدوارم که همینطور باشه هوای تمیز و آفتاب گرم (البته بادش بد جوری سوز داره ولی لذت بخشه) از امروز باید روی طرحم کار کنم ، کار زیادی دارم آهنگ وبم رو دوست دارم ولی به خاطر همسری تغییرش میدم
28 دی 1391