ღ♥ღدلخوشی ها کم نیست ღ♥ღ

بدون عنوان

1391/4/13 14:15
نویسنده : یه مادر
372 بازدید
اشتراک گذاری

لب تابم به لطف داداش کوچیکه درست شد . دستش درد نکنه.

حالا که داداش مسعود رفته سفر ، مهدی باید دوباره جور منو بکشه.

طفلی داداشم توی این سفر به قول مامان مارکوپولو شد . از ایران رفت مالزی از اونجا رفت جاکارتا

از جاکارتا رفت یه جای دیگه و الان هم نمیدونم دقیقا کجاست فقط میدونم که دیگه رفته روی

کشتی . الهی همه کسانی که برای زندگیشون دارن تلاش میکنن و از خانواده شون دورن

همیییییییشه سلامت باشند (از جمله همسری عزیزم)

امروز پلان های مربوط به پروژه قنبری رو پرینت گرفتم .

دم گل پسرم گرم که همیشه همراهمه .

البته من هم هر دفعه بعد از انجام کارهام یه بستنی مهمونش میکنم.

ساعت 4 باید برم برای تحویل پروژه ، میخواستم پسری رو با خودم ببرم ولی ایشون اعلام کرده

که نمیاد و میگه من رو ببر خونه یه کسی ، من دوست ندارم بیام دانشگاهت ، البته اولش

پرسید اونجا آسانسور داره؟؟؟متفکر هیچ جا نه اون هم دانشگاه ما

خلاصه که وقتی از پسری پرسیدم میری خونه مامان بزرگ ؟ گل از گلش شکفت و جیغی

کشید و گفت : آخ جووووووووووووووون

و حالا بنده باید اول پسری رو تحویل مادر شوهر گرامی بدم و برم دنبال کارم.

فعلا بروم برای ناهار...................

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (7)

نی نی ارشام و سارا
13 تیر 91 20:36
سلام عزيزم ممنونم از لطف شما و جملات قشنگي كه به يادگار گذاشتين چه خب زندگيتون ايشالله كه هميشه شاد باشيد
نسترن(یک عاشقانه آرام)
14 تیر 91 22:26
آخی میره پیش مادرشوهرتون؟




Pesari aasheghe baba bozorg , maman bozorg va aajan o maanaa
Az khodashe kenareshoon bashe.
ilijoon
16 تیر 91 3:10
عزيزم اگر ممكنه آدرس وب ايليا رو تو لينك دوستاتون به صورت زير تغيير بديد ممنون ميشم ilijoony.niniweblog.com
ilijoon
16 تیر 91 3:11
نایسل
17 تیر 91 1:48
مرسی عزیزمممم
نایسل
17 تیر 91 14:23
میسی
نسترن(یک عاشقانه آرام)
17 تیر 91 16:55
آره دیگه عمرش به دنیا نبود....خیلی مریض بود پرنده بیچاره....