روزی دیگر......
بالاخره دیشب تا ساعت 2 نشستم و کار پرده های اتاقم رو انجام دادم .
برای نهار به خاطر گل پسری قورمه سبزی گذاشتم چون خیلی دوست داره.

امروز تست آدمک گودیناف رو برای محمدرضا انجام دادم ، به نظرم خیلی درست نیست
نه اینکه پسرم باهوش نباشه ، اتفاقا ذهن فوق العاده قوی و کنجکاو و پرسشگری داره ولی دیگه
وقتی جواب تست بشه نابغه ؟؟؟؟؟؟ من که تمام سعی ام رو کردم که مو به مو و دقیق انجامش بدم
نمیدونم والله به اندازه کافی عاقل باشه و انسانیت داشته باشه بسه برامون.

ولی یه معضل بزرگ باهاش دارم اون هم اینه که شدیدا از انجام تکالیف و کارهایی که کمی اجبار
درش باشه فراریه . خدا خودش به من رحم کنه . از الان دارم خودم رو برای مدرسه رفتنش آماده
میکنم ، میدونم که باید خیلی خیلی براش وقت بزارم.
و اما از دلم بنویسم ، مثل همیشه بیتاب دیدن همسری ام . حضورش برای من امنیته

از لحظه ای که داره میره بغض میکنم و توی این یک ماه همیشه یه چیزی هست که گلومو
فشار بده............................

خدا پشت و پناه همه همسرای زحمتکش باشه و همسر من رو هم در پناه خودش حفظ کنه.
همسری و پسری عزیزم دوستتون دارم


روزی دیگر...... 


