ღ♥ღدلخوشی ها کم نیست ღ♥ღ

مثل همه خانمها..........

1391/12/13 23:47
نویسنده : یه مادر
285 بازدید
اشتراک گذاری

این روزها همه سرشون شلوغه من هم مثل دیگران

ولی مغزم دیگه داره ازش دود بلند میشه

4 روز در هفته کلاس دارم از شنبه گرفته تا 5شنبه ، فردا از 8صبح تا 8 شب

این وسط یه خونه هپلیییییییییی

دفعه آخر قبل اومدن همسری جاروبرقی زدم ...........

یک ماهه که جارو نزدم ، واقعاسوال تعجب خجالت

جاروبرقیم خرابه و فعلا رفته تعمیرگاه ...

با تی و دستمال آشغال جمع میکنم

اینها به کنار ، مدام سر از خونه مادرشوهر در میارم و هی وسایل عروس رو کادو پیچ میکنم

امان از این رسومات بیهوده و وقت گیر

نبودن همسری باعث شده کارهاش بیافته گردن من ، فکرشم نمیکردم یه روزی من برم برای

سفارش و خرید میوه و شیرینی یه عروسی (چشم بابام روشنچشمک)

حالا توی این گیر و دار اساتید محترم کلی کار و مشق و پروژه دادن

آخه استاد من برادر من ، الان وقت خلق کردنه ، من از کجای ذهنم کانسپت موزه پیدا کنم

به همراه کلی کارهای دیگه با اسمهای مسخره ، من نمیدونم این اساتید معماری چرا دوست

دارن اینقدر افه بیان؟

همه اینها دست به دست هم داد تا من دیشب به مامانم تلفن کنم و بگم :

ماماااااااااااان من کارگر میخوامگریه

مامانم همبغل

و حالا قراره که چهارشنبه مامان کارگر بیاره و خودش هم بالای سرش باشه البته جمعه باز

هم میاد.

و اینکه الان صدای باد و طوفان میاد ناجووووووووووور

برم بخوابم که 6 صبح باید بیدار بشم.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان مریم
23 اسفند 91 14:48
ای جوونم اینقده غر نزن دیگه..اصلا این عید واسه همه کلی دردسر داره ..هر سال این موقعها که میشه برای شیپور عید و تموم شدن اینهمه فکرواسترس لحظه شماری میکنم...این نیز بگذرد...