بدون عنوان
زمان به سرعت داره میگذره سال 92 هم به آخراش رسیده من همیشه این وقتها دلم میگیره ، همیشه موقع تحویل سال اشکم روونه.............. مهم ترین اتفاق های امسال اولیش به مدرسه رفتن پسرم و دیگری عمل بابا بود اولی پر از ذوق و شوق و دومی همراه با نگرانی و دلشوره و اضطراب شکر خدا که همه چی تا به اینجا به خیر و خوشی گذشته این روزها خونه ی ما حسابی به هم ریخته ست ، عادت ندارم هر روز یا هر هفته خونه رو بسابم فعلا با شلختگیه موجود کنار میاییم تا روزهای آخر که همه جا رو تر و تمیز کنم دستور پخت چندتا شیرینی و بیسکوئیت رو از اینترنت گرفتم ببینم میتونم درست کنم یا نه گل پسر عزیزتر از جانم بعد از حدودا دو ماه سرحال بودن ، دو روزه که سخت سرماخور...
نویسنده :
یه مادر
0:18

