بدون عنوان
امتحان امروزم 45 دقیقه وقتش بود و من با سرعت هرچه تمام تر 20 دقیقه ای نوشتم و
بلند شدم ، همه حواسم پی پسرم بود ، پسر کوچولوی من دیشب تا صبح خوب نخوابید و
هر نیم ساعت صدام میزد که مامااااااااان صبح شده؟؟؟ الهی بمیرم براش
بچه ام نیمچه تبی داشته و حال ندار بود ، طفلک هر چی دستمال توی خونه بوده رو
استفاده کرده ، بنده هم از دیشب گفتم چرا بچه ام تنها تنها مریض باشه منم میشم مثل
اون و حالا من یک عدد مامان سرما خورده همراه با گلودرد و بینی که داره از خجالت
دستمالهای باقیمونده در میاد
خدائیش از اول پاییز بیشتر پست هام مربوط به سرماخوردگیه عجب گرفتاری شدیم ها
همسری دو هفته است اونجا مریضه من که چند هفته قبل یه پروسه طولانی و سخت
بیماری رو پشت سر گذاشتم پسری هم که دائم السرماست خدایا خودت آخر و عاقبت ما رو
به خیر کن اولین نمره ام اومده : کاربرد نرم افزار در معماری 16 که از نظر همسری خوبه
ولی من دلم میخواد استاد که به همه کیلویی نمره داده نمره منم زیاد کنه چون درسمون 3
واحده دو تا امتحان دیگه مونده که سخت ترینش تاریخ اسلامه بالای 170 صفحه که من یک
صفحه هم نخوندم و روز قبلش هم یه امتحان دیگه دارم
کلا درگیرم
صبحانه کله پاچه خوردم که بدجوری سنگینم کرده و الان شدیدا میل به خواب دارم
برم یه کوچولو بخوابم شاید پسرم هم کنار من خوابش بگیره و کمی استراحت کنه.
در ضمن آهنگ وب خودم و پسری رو خیلی خیلی دوست میدارم.

بدون عنوان
